اولین نیروهای خدماتی سابو سرویس را چطور پیدا کردم؟
اولین نیروهای خدماتی سابو سرویس را چطور پیدا کردم؟
قبل از اینکه «سابو سرویس» به شکل امروزی شکل بگیرد و به یک شرکت بزرگ خدمات منزل و نظافت تبدیل شود، فعالیت ما با نام شرکت جمشید نام جنوب، به شماره ۶۱۶ و با مدیریت من، فرید جمشیدی، آغاز شد.
در آن زمان مجموعه خدمات نظافتی بسیار کوچکی داشتیم؛ یک خط تلفن به شماره ۵۵۴۲۵۷۱۱ و دیگر هیچ...
همه چیز بسیار ساده بود، اما یک هدف بزرگ در ذهن من وجود داشت: راهاندازی یک کسبوکار و ساختن یک شرکت خدمات نظافتی واقعی.
اولین نیروهای خدماتی را از کجا پیدا میکردم؟
برای پیدا کردن نیروهای اولیه، در روزنامه همشهری، در بخش خدمات و نظافت منزل و محل کار منطقه جنوب تهران آگهی منتشر میکردیم.
آن زمان خبری از سایتهای کاریابی، دیوار، شبکههای اجتماعی و روشهای امروزی برای جذب نیروی خدماتی نبود. روزنامه یکی از راههای اصلی ارتباط بین کارفرما و افرادی بود که به دنبال کار میگشتند.
بعد از انتشار آگهی با عنوان «استخدام نظافتچی حرفهای با حقوق عالی»، تماسها شروع شد.
کارگران و نظافتچیهای زیادی با من تماس میگرفتند و برای همکاری اعلام آمادگی میکردند.
اما یک مسئله مهم وجود داشت:
من تقریباً هیچ تجربهای از کار نظافت، مدیریت نیروی خدماتی و اداره یک شرکت خدماتی نداشتم.
جوانی که تازه از سربازی برگشته بود
تازه سربازیام تمام شده بود و در آن مقطع، رویای کارآفرینی و راهاندازی کسبوکار در ذهنم شکل گرفته بود.
تحصیلات دانشگاهی را شروع کرده بودم و قرار بود با مدرک مهندسی دانشگاه را به پایان برسانم، اما از ادامه تحصیل انصراف دادم و با مدرک فوقدیپلم راهی سربازی شدم.
ای کاش مهندسی نظافت هم داشتیم! 😂 من حتماً فارغالتحصیل این رشته میشدم...
بعد از پایان سربازی، به جای اینکه مسیر معمول استخدام و پیدا کردن یک شغل را دنبال کنم، تصمیم گرفتم وارد دنیای کسبوکار شوم.
رویای کارآفرینی و مدیریت در ذهنم بود؛ اما هنوز نمیدانستم مدیریت یک شرکت خدمات نظافتی و مدیریت چندین نظافتچی دقیقاً یعنی چه.
امروز که به آن روزها نگاه میکنم، میبینم فاصله زیادی بین «داشتن رؤیای کارآفرینی» و «اداره واقعی یک کسبوکار با چندین نظافتچی» وجود دارد.
من قرار بود این فاصله را در عمل طی کنم.
اولین بار که یک نظافتچی با من تماس گرفت، چه چیزی باید میپرسیدم؟
حالا تصور کنید یک جوان که تازه سربازیاش تمام شده، تجربهای در مدیریت ندارد و تخصصی در حوزه نظافت ندارد، ناگهان با تعداد زیادی تماس از طرف افرادی مواجه میشود که میخواهند به عنوان نیروی خدماتی و نظافتچی برای او کار کنند.
من باید از بین این افراد، از میان نظافتچیهای خانم و آقا، نیرو انتخاب میکردم.
اما سؤال این بود:
نظافتچی مناسب را بر چه اساسی باید انتخاب میکردم؟
اصلاً مگر نظافتچی مناسب و نامناسب داریم؟ نظافت را که همه بلد هستند! 😄
واقعیت این است که آن زمان خودم هم جواب این سؤال را نمیدانستم.
اولین بار که این افراد با من تماس میگرفتند، واقعاً نمیدانستم چه چیزی باید از آنها بپرسم و اصلاً چه چیزی باید بگویم.
تصمیم گرفتم خیلی ساده شروع کنم.
اولین سؤال من این بود:
«نظافتچی عزیز، درود! شما چند سالتان است؟»
بعد از صحبت تلفنی، از بعضی نظافتچیها میخواستم برای آشنایی بیشتر به محل کار من مراجعه کنند.
اما محل کار من در آن زمان، در واقع خانه خودم هم بود.
وقتی خانه من، دفتر شرکت خدمات نظافتی هم بود
آن روزها توانایی اجاره همزمان دفتر و خانه را نداشتم.
بنابراین خانهام تبدیل شده بود به محل کارم و محل کارم همان خانهام بود.
در همان خانه زندگی میکردم، تلفن شرکت نظافتی را جواب میدادم، سفارشهای خدمات نظافت را پیگیری میکردم و با افرادی که برای همکاری به عنوان نظافتچی و نیروی خدماتی مراجعه میکردند، صحبت میکردم.
به قول معروف، باید هم پدر میبودم و هم مادر!
هم باید به فکر زندگی خودم میبودم و هم باید یک کسبوکار و شرکت خدمات نظافتی تازه را جلو میبردم.
آن زمان هنوز چیزی از روشهای حرفهای استخدام نیروی خدماتی و نظافتی، مصاحبه با نظافتچی، بررسی سابقه کاری و ارزیابی مهارتهای نیروی نظافت نمیدانستم.
واقعیت این بود که داشتم همه این چیزها را در حین کار یاد میگرفتم.
استخدام نظافتچی فقط پیدا کردن یک نفر برای نظافت نبود
در ابتدا شاید تصور میکردم کار ساده است.
یک نفر به شرکت مراجعه میکند، میگوید «من بیکار هستم و نیاز به پول دارم» و البته که کار نظافت را بلد است؛ یک نظافتچی حرفهای پیدا شده و من هم او را به مشتری معرفی میکنم و کار تمام میشود.
اما خیلی زود فهمیدم ماجرا به این سادگی نیست.
وقتی قرار است یک نیروی خدماتی یا نظافتچی وارد خانه یک مشتری شود، موضوع فقط توانایی انجام کار نظافت نیست.
اعتماد مشتری، مسئولیتپذیری، نحوه برخورد با مشتری، نظم، اخلاق کاری و کیفیت انجام خدمات نظافتی هم اهمیت پیدا میکند.
مشتری، نیروی خدماتی را به عنوان نماینده شرکت در خانه خود میبیند.
بنابراین اگر نیروی نظافت رفتار مناسبی نداشته باشد یا کار را با کیفیت مطلوب انجام ندهد، ممکن است مشتری این تجربه را به حساب کل شرکت خدمات نظافتی بگذارد.
من در آن سالهای اول، بسیاری از این نکات را هنوز نمیدانستم و باید آنها را از دل تجربه یاد میگرفتم.
اشتباهات اولیه من در جذب نیروی خدماتی
یکی از مهمترین تفاوتهای آن روزها با امروز این است که آن زمان هنوز معیار مشخص و کاملی برای استخدام نظافتچی و نیروی خدماتی نداشتم.
من باید یاد میگرفتم که صرفاً پیدا کردن فردی که بگوید «من کار نظافت بلدم» کافی نیست.
باید میفهمیدم برای هر نوع کار، چه نیرویی مناسبتر است؛ نظافت منزل با نظافت مشاعات یا سایر خدمات نظافتی یکسان نیست.
همچنین باید یاد میگرفتم که یک نیروی خوب فقط کسی نیست که بتواند کار نظافت را انجام دهد.
مسئولیتپذیری، وقتشناسی، رفتار حرفهای و نحوه ارتباط با مشتری هم بخشی از کیفیت خدمات هستند.
این تجربهها به مرور معیارهای من را برای انتخاب نیرو تغییر داد.
از تجربههای اولیه تا ساختن یک شرکت خدمات نظافتی
سابو سرویس از همان ابتدا یک مجموعه بزرگ با تعداد زیادی نیروی خدماتی و سیستمهای پیشرفته نبود.
از یک مجموعه کوچک شروع کردیم؛ با یک تلفن، چند نیروی نظافتچی و مدیری که خودش هنوز در حال یاد گرفتن اصول مدیریت بود.
بسیاری از چیزهایی که امروز در یک شرکت خدمات نظافتی بدیهی به نظر میرسند، برای من در آن روزها تجربههای جدیدی بودند.
من باید در کنار توسعه کسبوکار، نحوه جذب نیروی خدماتی، ارتباط با نظافتچیها، ارتباط با مشتری و مدیریت سفارشهای نظافت را هم یاد میگرفتم.
این مسیر ساده نبود، اما هر تماس، هر نیروی جدید و هر تجربه، چیزی به من یاد میداد.
امروز اگر به آن روزها برگردم
امروز اگر به ابتدای مسیر برگردم، احتمالاً اولین سؤالم از یک متقاضی استخدام نظافتچی فقط «چند سالتان است؟» نخواهد بود!
امروز میدانم برای انتخاب یک نیروی خدماتی مناسب و یک نظافتچی خوب باید مجموعهای از عوامل را در نظر گرفت و فقط به یک سؤال یا یک ویژگی نمیتوان اکتفا کرد.
اما شاید مهمتر از تمام این معیارها، تجربهای باشد که در طول سالها به دست میآید.
من آن روزها مدیریت شرکت خدمات نظافتی را از روی کتاب یاد نگرفتم.
بخش زیادی از آن را در تماسهای تلفنی، ملاقات با نیروها، صحبت با مشتریان و تجربههای واقعی نظافت منزل و خدمات نظافتی یاد گرفتم.
و شاید همین تجربههای اولیه بود که بعدها کمک کرد سابو سرویس از یک مجموعه کوچک، قدمبهقدم مسیر رشد خودش را طی کند.
یک خاطره از روزهای اول سابو سرویس
وقتی امروز به آن روزها فکر میکنم، برایم جالب است که همه چیز از کجا شروع شد.
یک جوان تازه از سربازی برگشته، یک خانه که همزمان دفتر کارش هم بود، یک خط تلفن، چند کارگر نظافتچی و یک آگهی نظافت منزل و محل کار در روزنامه همشهری.
نه سیستم پیچیدهای وجود داشت، نه تجربه زیادی در مدیریت نیروی خدماتی داشتم و نه میدانستم در سالهای آینده این مسیر قرار است به کجا برسد.
فقط یک چیز داشتم:
رویای ساختن یک کسبوکار برای نظافت شهر، پاکیزگی شهر و زیباتر شدن پایتخت.
بقیه چیزها را باید در مسیر یاد میگرفتم.
از ابتدا تا به امروز، چالشهای زیادی را پشت سر گذاشتهایم و این، تنها نمونهای کوچک از آنهاست. این چالشها هنوز هم ادامه دارند... اما یک تفاوت مهم وجود دارد؛ امروز دیگر از چالشها فرار نمیکنیم، بلکه به استقبالشان میرویم.
و داستان سابو سرویس، از همینجا شروع شد...